وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی! که بس دور است بین ما...

مرا تو بی سببی نیستی به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاب

 
تا حالا به اتاقت فکر کردی ؟
نویسنده : saghi - ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۳٠
 

تا حالا به اتاقت فکر کردی ؟ به سقفش ، به دیوار هاش ، به پنجره اش ( اگه داشته باشه )  تا حالا شده فکر کنی سقثف اتاقت داره میاد پایین ؟ تا حالا شده فکر کنی اتاقت مثل قبره ؟؟!!! اتاق من همیشه مقبره من ِ ! مقبره افکار و احساساتم . هر وقت توی مقبره ام باشم ، درهاش را می بندم . چون نمی خوام چیزی از بیرون بیاد و تأثیری روی دنیام بذاره . پنجره هاش هم اغلب بسته است مگر وقت بارون که سرم را هم از پنجره می برم بیرون ، چون نمی خوام چیزی از من هم به بیرون از مقبره ام تراوش کنه . وقتی توی مقبره ام تنها می شم ، موسیقی را که دوست دارم میذارم و به در و دیوارهاش نگاه می کنم ، به عکس های روی دیوار ، به کمد و تخت و میز و کتابخانه و آیینه و صندلی و ... بعد خنده ام می گیره . از خودم از اونها  از آدمها از دنیا .............آدمها مقبره هاشون را طوری می چینن که خوشایند باشه ! اما خوشایند کی ؟  در جواب این سؤال اغلب بی درنگ می گن خودم ! خوشایند خودم ! اما چند نفرشون راست میگن فقط خدا می دونه ! بعضی ها از شلوغی و ریخت و پاش خوششون میاد اصولا توی چنین محیطی بیشتر احساس آرامش می کنن شاید به خاطر دل و ذهن شلوغ خودشون که اطرافشون را هم اینطور می خوان ، یه عده دیگه نظم و ترتیب و برنامه ریزی را دوست دارن توی مقبره این دسته هر چیزی سر جای خودشه و اگر می خواهید لج شون را در بیارید کافیه که رو تختی را نا مرتب کنید یا برس را از جلوی آیینه بردارید و بذارید روی میز مثلا ً " طوفانی به پا میشه ها !!!  امتحانش مجانی " (البته مراقب عواقبش هم باشید .)  . اما به هر حال با هر چقدر راست و دروغ آدمها مقبره هاشون را شبیه ذهنشون چیدمان می کنن . عکس هنرپیشه ها ، خواننده ها ، نویسنده ها ، دیپلمات ها ، آثار باستانی ، مکانهای دیدنی یا مناظر زیبا یاعکس یادگاری خودشون به اضافه کشکول و تبرزین و خنجر و کلاه و ماسک و انواع ساعت و زلم زینبو دیگه.... همیشه سادگی دیوارها را پیرایه می بنده . دیوار اتاق بعضی ها عین گالری می مونه از بالا تا پایین پر از عکس و چیزهای دیگه . طوری که خود دیوار دیگه پیدا نیست . برای نشوندن اینهمه نقش ، روی تن دیوار دیگه هیچ جای سالمی نمی مونه . دلم برای دیوارهای مقبره شون می سوزه . هم مقبره دارن اما بیشتر این مقبره ها مال خودشون نیست . مقبره هاشون موقتی  ِ و دیر یا زود باید برن دنبال مقبره تازه ای بگردن . اسم این آدمها را گذاشتم " آدمهای گور به گور "